تاثیر كود نیتروژن و تراكم گیاهی بر جذب و كارآیی مصرف نور در دو رقم كلزای بهاره

به منظور مطالعه اثر كود نیتروژن و تراكم گیاهی بر جذب و كارآیی مصرف نور در دو رقم كلزای بهاره، آزمایشی در بهار سال 1384 در مزرعه تحقیقاتی دانشكده كشاورزی مشهد انجام شد. این آزمایش در قالب اسپلیت فاكتوریل بر پایه طرح بلوكهای كامل تصادفی و در چهار تكرار اجرا شد. كود اوره (شامل دو سطح 100 و 150 كیلوگرم در هكتار) در كرتهای اصلی و ترکیب تراكم گیاهی (شامل سه سطح 60، 80 و 100 بوته در مترمربع) و ارقام كلزا (شامل رقم زودرس Hyola308 و رقم متوسط رس Option500) در كرتهای فرعی قرار داده شدند. نتایج نشان داد كه تیمارها (سطوح نیتروژن، تراكم و رقم) اثر معنی داری بر میزان جذب و كارآیی مصرف نور (RUE) به عنوان مولفه های موثر بر تولید و تجمع ماده خشك گیاهی و عملكرد دانه داشتند. افزایش مصرف کود نیتروژن، به طور معنی داری باعث افزایش RUE شد. رقم Hyola308 نسبت به رقمOption 500 ، دارای كارآیی مصرف نور، عملكرد بیولوژیك، عملكرد دانه و عملكرد روغن بیشتری بود. تراكم 80 بوته در مترمربع از نظر تولید و تجمع ماده خشك گیاهی و كارآیی مصرف نور برتری معنی داری بر دو سطح دیگر تراكم داشت. افزایش ماده خشك در تراكم 80 بوته در مترمربع، ناشی از جذب بیشتر تشعشع و افزایش RUE در این تراكم می باشد. از بین صفات اندازه گیری شده در طول فصل رشد، شاخص سطح برگ به طور معنی داری تحت تاثیر فاکتورهای آزمایشی قرار گرفت؛ در حالی که درصد روغن دانه ارقام مورد آزمایش تحت تاثیر هیچكدام از تیمارها قرار نگرفت.

اثر پلت كردن بذر و استفاده از بازدارنده های جوانه زنی در گونه های یونجه ماشك و اسپرس جهت كشت پاییزه

كشت پاییزه گونه های علوفه ای از خانواده بقولات در ارتفاعات زاگرس مركزی به علت امكان جوانه زنی بعد از بارندگی پاییز و نابودی نهالهای جوان در اثر سرما موفقیت آمیز نمی باشد. برای كشت بهاره این گونه ها نیز، استقرار بذرهای جوانه زده بعد از بارندگی ابتدای بهار با مشکل مواجه می گردد. بنابراین در پروژه های دولتی برای احیای دیمزارهای کم بازده از بذرهای گونه های یونجه، اسپرس و ماشك با تولید مناسب و كیفیت خوب علوفه همراه با سازگاری بالا با خاك و محیط زیست نمی توان استفاده نمود. برای حل مشكل، این تحقیق جهت ارزیابی اثر تیمارهای بازدارنده جوانه زنی و مواد آب گریز در قالب پلت بذر، در ایستگاه تحقیقات شهید فزوه در مراحل آزمایشگاهی و گلخانه ای به اجرا درآمد. از كافئین، وانیلین و عصاره برگ اكالیپتوس بعنوان بازدارنده و از پلی اتیلن گلیكول و دی مانیتول بعنوان مواد آب گریز استفاده شد و همچنین پوشش دادن بذرها با بکارگیری دستگاه پلت بذر انجام گردید. در مرحله آزمایشگاهی بذرهای تیمار شده در دمای ثابت 25 درجه سانتیگراد داخل ژرمیناتور قرار گرفت و شاخص های تاخیر، ضریب سرعت، درصد جوانه زنی و همچنین ضریب آلومتری اندازه گیری شد. داده های حاصل در قالب طرح آماری كاملا تصادفی تجزیه و تحلیل و مقایسه میانگین برای تعیین ضرایب معنی دار انجام شد. نتایج نشان داد كه وانیلین به ترتیب سبب 18 و 14 روز تاخیر در جوانه زنی یونجه و ماشك بوده است. همچنین، به ترتیب وانیلین و عصاره برگ اگالیپتوس سبب 21 و 22 روز تاخیر در جوانه زنی بذر اسپرس دارای غلاف شده و بهترین مواد استفاده شده برای این هدف می باشد. كافئین درصد جوانه زنی تمام بذرها را کاهش داده و پلی اتیلن گلیکول و دی مانیتول فقط سبب 3 تا 5 روز تاخیر جوانه زنی بوده و برای اهداف کاربردی مفید نیست. پلت بذر نیز بدون مواد بازدارنده و آب گریز سبب 3 تا 7 روز تاخیر در جوانه زنی گونه های مختلف را نشان داد. پلت بذرها همراه تیمار وانیلین به ترتیب سبب 20 و 16 روز تاخیر در جوانه زنی یونجه و ماشک گردید. همچنین تیمارهای پوشش دادن بذرهای اسپرس دارای غلاف با وانیلین و برگ اکالیپتوس به ترتیب سبب 26 و22 روز تاخیر در جوانه زنی شد. به نظر می رسد در منطقه زاگرس مرکزی با کاهش سریع درجه حرارت در فصل پاییز یک تاخیر بیشتر از 15 روز در جوانه زنی این گونه ها به طور عملی در کاهش یا توقف روند جوانه زنی اواسط پاییز مؤثر باشد. به منظور تحقیقات بیشتر کشت صحرایی توصیه می گردد

اثر تنش آبی بر ویژگی های فیزیولوژیك گیاه كلزا (Brassica napus)

با توجه به اهمیت كشت كلزا در ایران جهت تولید روغن و روش كم آبیاری كه یكی از روش های مدیریتی در هنگام بروز خشكسالی و كمبود آب می باشد تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر تنش رطوبتی بر عوامل فیزیولوژیك گیاه كلزا، در مزرعه تحقیقاتی دانشكده كشاورزی دانشگاه شیراز در طی سال های زراعی 84-83 و 85-84 انجام گردید. آزمایش روی رقم لیكورد در قالب طرح بلوك های كاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: تیمار شاهد یا تیمار آبیاری در كل دوره رشد، تیمار تنش آبی در مرحله رشد رویشی مجدد در بهار، تیمار تنش آبی در مرحله گل دهی و تشكیل غلاف، تیمار تنش آبی در مرحله رسیدن دانه و تیمار دیم با آبیاری تكمیلی در اول دوره رشد در زمان جوانه زنی. نتایج نشان داد كمبود آب سبب كاهش ارتفاع بوته (به خصوص در تیمار دیم)، وزن خشك گیاه (به ویژه در تیمار تنش آبی پیوسته در دوره رشد گیاه)، شاخص سطح برگ، پتانسیل آب گیاه و افزایش دمای پوشش سبز گیاه به دلیل كاهش تبخیر و تعرق گردید. شاخص سطح برگ كلزا در اثر اعمال تنش خشكی كاهش می یابد كه این كاهش در تیمار تنش در مرحله رشد رویشی در اوایل بهار به طور موقت شدیدتر می شود ولی با اتمام تنش افزایش می یابد. سرعت كاهش شاخص سطح برگ در انتهای دوره رشد در تیمار تنش در مرحله رسیدن دانه بیشتر از بقیه تیمارهاست.

 

توسعه و كاربرد مدل رایانه ای مدیریت و برنامه ریزی آبیاری مزرعه گندم بر اساس بیلان آب در خاك و بارش م

استفاده بهینه از نزولات جوی، منجر به توسعه سطح زیر كشت و امكان تخصیص منابع آب موجود به مصارف دیگر می گردد كه در نهایت منجر به توسعه اقتصادی خواهد شد. یكی از روش های موثر در این زمینه، استفاده از مدل های شبیه سازی مدیریت آب خاك و زمان بندی آبیاری می باشد. در این پژوهش مدل رایانه ای برای مدیریت و برنامه ریزی آبیاری مزارع بر اساس بیلان آب خاك و بارش، كه قبلا تهیه شده بود، تكمیل گردید و برای مزرعه گندم در منطقه باجگاه به كار برده شد. هم چنین تاثیر مقدار ذخیره رطوبت در حداكثر عمق خاك ناحیه ریشه در مقدار آب آبیاری بررسی شد. مدل مورد نظر در محیط برنامه نویسی Visual Basic .Net نوشته شده است. مدل تهیه شده برای 13 سال آمار هواشناسی منطقه باجگاه كه كامل تر بودند، به كار برده شد. مدل در دو حالت كه باران موثر كمبود رطوبتی خاك (نسبت به حالت ظرفیت زراعی) تا حداكثر عمق ریشه را جبران می نماید (حالت دوم) نسبت به حالتی كه باران موثر تنها كمبود رطوبتی خاك تا عمق ریشه روزانه را جبران می كند (حالت اول) اجرا شد. در حالت دوم، مقدار آب آبیاری و تعداد دفعات آبیاری نسبت به حالت اول كاهش یافته است. چنانكه میانگین مقدار آبیاری فصلی از 706.8 به 569.2 میلی متر و میانگین تعداد دفعات آبیاری فصلی از 8 بار به 6 بار كاهش یافته اند. هم چنین میانگین نسبت باران موثر به كل مقدار باران از 46.31 درصد به 73.6 درصد افزایش یافته است. با احتمال %80، در حالت اول با احتساب 108.9 میلی متر بارش موثر نیاز به 9 بار آبیاری و 757.7 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 236.7 میلی متر بارش موثر به 7 بار آبیاری و 636.9 میلی متر آب آبیاری نیاز است. با احتمال %50، در حالت اول با احتساب 165.6 میلی متر بارش موثر به 8 بار آبیاری و 712.6 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 292.1 میلی متر بارش موثر به 6 بار آبیاری و 545.1 میلی متر آب آبیاری نیاز است. در نهایت نشان داده شد كه با استفاده از اصول ساده مدیریتی می توان از مصرف بیش از اندازه آب آبیاری جلوگیری نمود.

 

کاربرد آب مغناطیسی در کشاورزی


کاربرد آب مغناطیسی در کشاورزی

با وجود آن‌که آبیاری سطحی به‌عنوان روش غالب در جهان محسوب می‌گردد، ولی به لحاظ نیاز به ارتقاء کالائی مصرف آب و افزایش روزافزون هزینه تأمین آب و نیز محدودیت منابع در دسترس، تمایل دولت‌ها به‌ویژه کشورهای توسعه‌یافته برای کاربرد آبیاری تحت‌فشار را افزایش داده است.

ادامه نوشته

تاثیر تلقیح مزوریزوبیوم و مصرف کود بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود دیم

به منظور بررسی کارآیی تلقیح بذر نخود با مزوریزوبیوم و همچنین كاربرد كودهای نیتروژن و روی بر عملكرد و اجزای عملکرد نخود دیم، آزمایشی در ایستگاه تحقیقاتی شیروان- چرداول واقع در شمال استان ایلام انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوك های كامل تصادفی با شش تیمار شامل تلقیح بذر نخود با مزوریزوبیوم، مصرف نیتروژن (40 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره)، مصرف روی (25 کیلوگرم در هکتار از منبع سولفات روی)، مصرف توام نیتروژن و روی، تلقیح بذر همراه با مصرف روی و نیز شاهد (بدون تلقیح و مصرف کود) در چهار تكرار اجرا شد. بر اساس نتایج، تفاوت های معنی داری (P£0.01) در بین تیمارها از نظر عملكرد دانه و عملکرد بیولوژیک مشاهده شد. تلقیح باکتری همراه با مصرف 25 كیلوگرم در هكتار سولفات روی، بالاترین عملكرد دانه و عملکرد بیولوژیک را تولید نمود كه میزان آن نسبت به تیمار شاهد به ترتیب 7/48 و 7/34 درصد افزایش نشان داد. تعداد غلاف در بوته و وزن 100 دانه نیز در این تیمار نسبت به شاهد به ترتیب 50 و 6 درصد افزایش یافت. افزایش عملکرد دانه، بیشتر ناشی از افزایش تعداد غلاف در بوته و وزن 100 دانه بود. همچنین بیشترین عملکرد نیتروژن، با مصرف نیتروژن همراه با روی به دست آمد که نسبت به شاهد 3/74 درصد افزایش نشان داد. تفاوت میان تیمارها از نظر درصد پروتئین و غلظت روی در دانه نیز معنی دار بود (P£0.01). تیمارهای مصرف توام نیتروژن روی و شاهد با 1/23 و 4/19 درصد، به ترتیب بیشترین و کمترین پروتئین دانه را تولید کردند. بیشترین غنی سازی عنصر روی در دانه نخود با مصرف سولفات روی و همچنین تلقیح توام با مصرف سولفات روی به دست آمد.

تاثیر علف کش های مختلف بر کنترل علف های هرز نخود (.Cicer arietinum L)

گیاه زراعی نخود (Cicer arietinum L.) از جمله حبوبات با سابقه كهن و رایج می باشد. به دلیل وجود علف های هرز در مزارع نخود بین عملكرد موجود و پتانسیل واقعی ارقام، فاصله زیادی وجود دارد. به منظور تعیین اثر علف كش های تربوترین، سیانازین، لینوران، کلرتال دی متیل، پاراكوآت، پایریدات و مخلوط علف کش پروپیزآمید با تربوترین و سیانازین و لینوران به صورت پیش رویشی بر روی علف های هرز نخود، این طرح اجرا گردید. در این پژوهش، 11 تیمار علف كش همراه با تیمار عدم کنترل علف هرز در قالب طرح آماری بلوك های کامل تصادفی با چهار تكرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. مهم ترین علف های هرز خسارت زا در این مطالعه، تاج خروس وحشی در درجه اول و خردل وحشی و سلمه تره در درجه دوم بودند. این علف های هرز، ارتفاع، وزن خشک، شاخص برداشت و در نهایت، عملکرد دانه نخود را تحت تاثیر خود قرار دادند. با بررسی اثر علف کش های مختلف بر روی این علف های هرز مشخص گردید که مقادیر مختلف پاپیرات، بیشترین کاهش را در تعداد علف های هرز ایجاد نمود به طوری که پاپیرات 1 و پاپیرات 2 به ترتیب 100 درصد و 4/74 درصد نسبت به شاهد در تعداد علف های هرز تاج خروس کاهش ایجاد کرد. در نهایت با در نظر گرفتن هزینه بالای وجین دستی می توان اظهار داشت که در سطوح کشت محدود و در صورت وجود کارگران ارزان قیمت می توان از وجین دستی استفاده نمود كه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه خواهد بود. در غیر این صورت، استفاده از تیمار پایریدات 2 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن برای کنترل علف های هرز در شرایط منطقه گلستان، اقتصادی تر به نظر می رسد.

مهندسی ژنتیک نخود (.Cicer arietinum L) برای افزایش مقاومت به آفت پیله خوار (Helicoverpa armigera)

آفت پیله خوار، یکی از عوامل اصلی کاهش عملکرد نخود است که سالانه خسارت زیادی به محصول نخود وارد می کند. بنابراین، اصلاح این گیاه جهت افزایش مقاومت به این آفت، حایز اهمیت است. به همین منظور از ژن تغییر  یافته پروتئین کریستالی cry1Ac از باسیلوس تورینجینسیس در پلاسمید pCry1Ac-nptII حاوی دو T-DNA مجزا به منظور تراریزش گیاه نخود استفاده شد. در نهایت پس از گزینش های متوالی، 38 گیاه حاوی ژن nptII به دست آمد که در بین آنها 36 گیاه حاوی ژن cry1Ac و دو گیاه به تنهایی ژن nptII را داشتند. از 36 گیاه حاوی ژن cry1Ac، 30 گیاه این ژن را بیان و سم Cry1Ac را تولید نمودند. درصد تراریزش در این بررسی 0.37 درصد برآورد شد. از این تعداد گیاه تراریخته، تنها هفت گیاه تولید بذر نموده و نسل T1 را ایجاد کردند. با انجام آزمون های وسترن بلاتینگ و PCR برای گیاهان نسل T0 و T1، گیاهان از نظر میزان تولید پروتئین Cry1Ac در گروه هایی با بیان بالا، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. نتایج مقدماتی زیست سنجی بر روی لارو این آفت نشان داد که لاین های با بیان بالای پروتئین Cry1Ac باعث کشندگی 100 درصد لاروهای این آفت می شوند.